تبليغاتX
من...
اخه مگه چی  گفتم به خدا خسته شدم از دست بابات  بلخره کدوم طرفی واستاده هرطرف که باد بیاد

 

روانیم کرده زنگ میزنم  بهش همه چیرو میگم چشه این

+ نوشته شده توسط میلاد در یکشنبه سیزدهم شهریور 1390 و ساعت 18:42 |
دعا کنید واسم ترو خدا واسم دعا کنید قسم دادما

 

+ نوشته شده توسط میلاد در دوشنبه سوم مرداد 1390 و ساعت 12:6 |
خدایه کجایی چرا کمکم نمیکنی توکه همیشه کمکم کردی ایندفه هم دستمو رد نکن پس نزنم کمک کن

  کمکم کن ترو به خداییت قسم کمک کن

کمک کن دارم میمیرم

 

به کی دل خوش کنم اخه کسی دگه ندارم من اخه تو بگو چکار کنم بدون اون خیلی سخته حداقل بکشم ببرم کنار خودت که نبینمشو اتیش بگیرم اخه این دله از سنگ که نیست

 ترو به خداییت قسمت میدم کمکم کن

یا امام رضا توکه ضامن اهو شدی زامن ما هم بشو

یا امام زمان کمکم کن نگذار بخورم زمین دستمو بگیر

یا امام حسین کمکم کن

یا ابولفظل کمکم کن

یا علی کمکم کن

یا حسن

یا فطمه

یا....کمکم کنید دستم خالیه کمکم کنین نمیخوام ازش دور بشم

 

+ نوشته شده توسط میلاد در دوشنبه سوم مرداد 1390 و ساعت 11:39 |

کاش متولد نميشدم کاش ميمردم کاش الان بميرم و به جهنم برم برم به درک واسه چي زنده ام واسه چي زندگي ميکنم وقتي اميدي براي زيستن ندارم واسه چي به زندگي بپردازم عشقي ندارم زندگي سياهه

زندگی معنا نداره واسه چی زندگی کنم عشفم کنارم نیست عشقمو ازم گرفتن

خدا هم واستاده نگاه میکنه نمیدونم چکار کنم کاش جرات خود کشی داشتم حداقل خودمو اطرافیانمو خلاص میکردم

چکار کنم من

 

از اول زندگیم همیشه حسرت یک عشق میخوردم یه دوست یه رفیق یه همدم

یه مونس

اما دریغ از یک دوت گذشت و گذشت تا  با یکی اشنا شدم باهاش گشتمو گشتم تا عاشقش شدم یک عشق واقعی یک عشق زمینی

اونم عاشقم بود و شد (دیوانه ام)

 

 

با هم بودیم اما یه جای کار میلنگید

اون ازدواج کرده بود۰(عفد)

 

چند ماهی بود۶

 

گفت طلاق میگیرم با اون نیستم فقط مال توام ما مال همیم

گذشتو گذشت تا دعوای اساسی کردن کار به قهر و طلاق کشیده شد

همه خانواده او(عشقم) رازی بودن

ولی چند روز بعد همه چی عوض شد همه عوضی شدن 

میزدن تو سرش میگفتن برو ر زندگیت نمیتونی دوتش نداشته باشی باس    زندگی کنی

 

تا اینکه طرف اومد اومد و حرفید و ....... 

بابای عشق من  رگش کرفتو عشق منو از خونه بیرون کردو ... گفت برو و ژیش طرف باش  دگه هم نیا

 

 

هووووو

 

 

چیکار میشه کرد تقدیر اینه

باید زندگی کرد یا مرد

 

 

 

از نظر من باید مرد چون زندگی معنا نداره

واسه چی باشی واسه کی باشی چرا زندگی کنی 

کار تو درستو باید مرد رگ خودتو بزنو راحت کن

  هی زندگی چکار کنیم

 

همه چیز واسم نصفه اومد  همه چی اینم روش حالا خومونم میکشیمو زجر میکشیم اما نمیمیریم چه کنیم بیخیال

 

               این زندگی منه    

+ نوشته شده توسط میلاد در دوشنبه سوم مرداد 1390 و ساعت 11:3 |
قطار ! راهت را بگیر و برو ... نه كوه توان ریزش دارد، نه ریزعلی پیرهن اضافه ... دیگر هیچ چیز مثل سابق نیست
+ نوشته شده توسط میلاد در شنبه یکم مرداد 1390 و ساعت 13:35 |
فارس نژاد پرست نیست (مگه کوروش نژاد پرست بود؟) رشتی بی غیرت نیست (مگر میرزا کوچک خوان بی غیرت بود؟) مازندرانی کله ماهی خور نیست (مگر نیما کله ماهی خور بود؟) لر هالو نیست (مگه لطف علی خان هالو بود؟) ترک زبان عر عر نمی کنه (مگه شهریار عر عر می کرد؟) قزوینی همجنس باز نیست (مگر علامه دهخدا همجنس باز بود؟) خراسانی بادیه نشین و بدوی نیست (مگر دکترشریعتی بادیه نشین بود؟) بلکه اینان ستونهای ایرانند...
+ نوشته شده توسط میلاد در شنبه یکم مرداد 1390 و ساعت 13:33 |

۹ دشمن زندگی زناشویی را بشناسید

برای این که زندگی زناشویی خوبی داشته باشیم، لازم نیست که بی خودی به دنبال راه های معجزه آسا باشیم. ضمن این که باید بدانید که خوشبختی در زندگی زناشویی و داشتن یک زندگی زناشویی موفق بعد از ازدواج، هیچ ارتباطی به رویاپردازی و ایدهآل نگری نداشته و در عین حال چیزی نیست که بدون هیچ گونه تلاش و اراده ای، تحقق بپذیرد.

پس لازم است بدانید که اگر واقعا قصد بهبود شرایط زندگی زناشویی خودتان را دارید، یکی از بهترین اقداماتی که می توانید انجام بدهید، شناسایی عوامل مخرب در زندگی است که ما در این مطلب از آنها با نام دشمن زندگی زناشویی یاد می کنیم و قصد داریم تا ۹ مورد از آن ها را در ادامه مطلب بیاوریم. البته هر کدام از شما ممکن است به فراخور شرایط زندگی خودش، بخواهد به این موارد، مورد دیگری نیز بیفزاید.

۱) تلویزیون
تلویزیون قاتل عشق است. در این مورد هیچ شکی نداشته باشید! حتی کاملا توصیه می شود که شام خوردن جلوی تلویزیون را قدغن کنید. هر شب غذا خوردن جلوی تلویزیون به همراه گویندگان نمی گذارد حواستان به همسرتان و فرزندانتان باشد، از آن گذشته آن قدر جلوی تلویزیون به تماشای فیلم مشغول بوده اید که وقتی به رختخواب می روید ، حتی دیگر وقت ندارید با هم حرف بزنید و از حال یکدیگر باخبر شوید. تنها چاره کار این است که این دشمن را از زندگی عاشقانه بیرون بیندازید! برای آن که در این کار زیاد سخت گیری نکرده باشید ، می توانید موافقت کنید که در هفته ، بعضی از شب ها تلویزیون خاموش باشد. البته فراموش نکنید که تلویزیون در رابطه میان والدین و فرزندان نیز بعضا نقش های مخرب زیادی دارد.



۲) خانه نشینی
ممکن است به خاطر تلویزیون و یا بنا به دلایلی، دیگر بیرون نروید! البته حتما لازم نیست که رستوران های آن چنانی بروید و یا از همسرتان چنین انتظاری را داشته باشید. چرا که به هر حال اصل قضیه این است که شما اوقاتی را با هم و به بهترین شکل سپری کنید. حالا می توانید غذایی که در منزل تهیه کرده اید را به پارک ببرید و یا این که اگر می توانید به رستورانی که در آن خاطره های خوشی داشته اید، بروید. فراموش نکنید که نباید با هزینه تراشی های بی مورد، به گونه ای متحمل هزینه بشوید که دیگر نخواهید به رستوران بروید.

اگر هم به سینما علاقه دارید و از آن لذت می برید، می توانید با تفاهم بر روی فیلم خاصی، از تماشای آن لذت ببرید. فراموش نکنید که صله رحم را همواره در برنامه های خودتان بگنجانید. مبادا طوری رفتار کنید که ببینید دیگر از گردش های دو نفره و شب نشینی های رمانتیک خبری نیست! باید دوباره آن حال و هوا را به دست آورید و به اتفاق یکدیگر از خانه بیرون بزنید! حالا که به تازگی از شر تلویزیون خلاص شده اید، سعی کنید که توجه به همسرتان، تلویزیون جدید شما باشد!

۳) ساعات اضافی
دیگر دیر از سر کار به خانه برنگردید! نه تنها برای خودتان وقت ندارید بلکه علاوه بر آن خستگی و عصبانیت تان را با خود به خانه می آورید که حقیقتا هیچ کار خوشایندی برای فرزندان و همسرتان نیست! تنها کافی است که کار، تمام زندگیتان را به خود مشغول کند، به سرعت تنها موضوعی می شود که از آن در خانه حرف می زنید. بس کنید! سعی کنید به حد کافی زود به خانه برگردید تا قبل از شام کمی وقت برای خودتان و یا با هم بودن داشته باشید. به شرطی که طبق همان اصل اول، در این مدت جلوی تلویزیون ولو نشوید! و خصوصا برای آن که توجه بیشتری به یکدیگر داشته باشید، هرازگاهی کار را از یاد ببرید. به عنوان مثال می توانید تصور کنید که هرگاه به خانه برمیگردید، همان طور که جوراب های خودتان را از پایتان خارج می کنید، تمام مسائل فکری بیرون از خانه تان را هم از ذهنتان خارج کرده و آنها را درون جوراب هایتان بریزید.

۴) رسیدگی به وضع ظاهر
فکر نکنید چون دیگر زن و شوهر هستید و چندین سال از زندگی مشترکتان می گذرد، باید نسبت به وضع ظاهرتان بی خیال شوید! چرا که در روایات اسلامی هم نسبت به این که هر کدام از زن و شوهر خودش را برای همسرش آراسته کند، تاکیدات و سفارشات بسیار فراوانی وجود دارد. پس بهتر است که دست از شوریدگی و نا مرتب بودن بردارید، موهایتان را ژولیده و درهم رها نکنید، از ریخت و پاش کردن در خانه خودداری کنید و به خودتان برسید! همسرتان مطمئنا شما را همان گونه که هستید دوست دارد، با این حال چرا سعی نمی کنید خود را به بهترین شکل نشان دهید؟ به این ترتیب به او نشان می دهید که حضور او و تاثیری که بر او می گذارید برایتان مهم است.



۵) بی توجهی
یکی دیگر از دشمنان بزرگ زن و شوهرها ، بی توجهی است. در این جا منظور از توجه کردن گل خریدن و یا هدیه دادن نیست بلکه تنها نگاه کردن به همسرتان است که گاهی می تواند خیلی بیشتر از آنچه که تصور می کنید، تاثیر خوبی در زندگی تان بگذارد. زمانی که همسرتان آرایشگاه رفته و یا کت جدیدی خریده است به او توجه نشان دهید; به خصوص زمانی که او را شیک و زیبا می بینید و یا وقتی که او با تعریف های به جا و مناسبش شما را تحت تاثیر قرار می دهد، از او تعریف کنید. زیرا تعریف و تمجید ها همیشه خوشایند هستند ، اما تنها زمانی که درست و به جا به کار برده شوند.

۶) حسادت مفرط
دست از پاییدن و سین جین کردن همسرتان بردارید زیرا زندگی مشترک براساس اعتمادی دوجانبه بنا می شود. شک و بدگمانی های بیش از حد شما ، در نهایت او را به ستوه آورده و به سمت فرد دیگری هل می دهد! پس مواظب باشید که با دست خودتان، عشقتان را نابود نکنید.

۷) خانواده همسر
نه، مطمئنا تمام خانواده های همسر آن گونه که در فیلم ها به صورت منفی نشان داده می شوند، نیستند. پس سعی کنید که از تلقین منفی به ذهنتان کاملا دوری کنید و این باور را در خودتان تقویت کنید که تفاهم بین همسر و خانواده شما اغلب می تواند گرم و صمیمانه باشد. اما نکته مهم آن است که بدانید زمانی که این تفاهم به حد کافی وجود دارد ، چیزی را به همسرتان تحمیل نکنید. چنانچه احساس می کنید که همسرتان از رفت وآمد های آخر هفته کم کم خسته می شود به او اصرار نکنید آخر هر هفته برای ناهار با خانواده شما باشد و البته این قاعده در مورد میهمانی های همکاران و دوستان قدیمی نیز صدق می کند.

۸) نبود برنامه
تشکیل خانواده به معنای گذراندن زندگی بدون در نظر گرفتن آینده نیست. شما باید به اتفاق هم آینده تان را بسازید. از برنامه های کوتاه مدت (مکانی که تعطیلات را در آن جا می گذرانید، خرید اتومبیل و...) گرفته تا برنامه های بزرگ تر (بچه دار شدن، عازم شهر دیگری شدن و...) بی درنگ در مورد آینده تان و اینکه چگونه با آن روبه رو می شوید فکر کنید. این عمل روابط شما را منسجم تر و شور و شوق پیش روی در زندگی را در شما شعله ور می کند.



۹) سکوت
مطمئنا عدم گفت وگو برای زندگی زناشویی مضر است. این امر بنا به دلایل مختلف اغلب ناشی از کمبود وقت و یا بی توجهی زن و مرد نسبت به یکدیگر است که در بالا از آنها نام برده ایم. با این حال، معمولا گفت وگو میان زن و مرد صورت می گیرد، اما هیچ یک از طرفین به حرف های یکدیگر گوش نمی دهند... در این حالت، موضوعی را با هم مطرح کنید و سعی کنید حقیقتا حرف طرف مقابل تان را بفهمید. درصورت نیاز، بی درنگ از یک روان درمانگر کمک بگیرید. البته ناگفته نماند که متاسفانه بعضی از زن و شوهرها، حرف هایی می زنند که اگر سکوت کنند و آن ها را نگویند، بسیار برای آن ها بهتر است... پس حالا تصمیم و تشخیص آن که چگونه سکوت زندگی را بشکنید، با خودتان است.

+ نوشته شده توسط میلاد در جمعه سی و یکم تیر 1390 و ساعت 21:53 |

سلامت نیوز :خواب‌ها مى‌توانند جالب، هیجان‌انگیز، وحشتناک و یا صرفاً عجیب و غریب و غیرعادى باشند. در این ایمیل با ١٠ واقعیت درباره خواب که توسط پژوهشگران کشف شده است آشنا مى‌شویم.



١- همه خواب مى‌بینند
مردها خواب مى‌بینند. زن‌ها خواب مى‌بینند. حتى بچه‌ها خواب مى‌بینند. همه ما خواب مى‌بینیم، حتى کسانى که ادعا مى‌کنند که خواب نمى‌بینند هم خواب مى‌بینند. در واقع، پژوهشگران دریافته‌اند که افراد معمولاً هر شب چند بار خواب مى‌بینند که هر کدام بین ٥ تا ٢٠ دقیقه طول مى‌کشد. بنابراین، در یک طول عمر معمولى، افراد به طور میانگین شش سال را صرف خواب دیدن مى‌کنند!



٢- امّا اغلب خواب‌ها فراموش مى‌شوند
براساس برآوردهاى صورت گرفته توسط آلن هابسون، پژوهشگر خواب، در حدود ٩٥ درصد خواب‌ها کوته زمانى پس از بیدار شدن، فراموش مى‌شوند. چرا به یاد آوردن خواب‌ها دشوار است؟ براساس یک نظریه، تغییراتى که در مغز در خلال خوابیدن اتفاق مى‌افتد از پردازش و ذخیره‌سازى اطلاعات که براى شکل دادن حافظه مورد نیاز است، پشتیبانى نمى‌کند. اسکن مغزى از افراد به هنگام خواب نشان داده است که قطعه پیشانى، ناحیه‌اى که نقشى کلیدى در شکل دادن حافظه بازى مى‌کند، در خلال خواب REM (حرکات سریع چشم)، یعنى مرحله‌اى که خواب دیدن اتفاق مى‌افتد، غیرفعال است.



٣- همه خواب‌ها رنگى نیستند
با وجودى که در حدود ٨٠ درصد خواب‌ها رنگى هستند امّا درصد کمى از افراد ادعا مى‌کنند که فقط خواب‌هاى سیاه و سفید مى‌بینند. در یک مطالعه، افرادى که در حال خواب دیدن بودند را از خواب بیدار مى‌کردند و از آ‌نها مى‌خواستند که از یک طیف رنگ، رنگى که مطابق با خوابشان بوده را انتخاب کنند. بیشترین رنگى که انتخاب شد، رنگ‌هاى روشن و ملایم بودند.



٤- خواب زن‌ها و مردها متفاوت است
پژوهشگران به تفاوت‌هایى بین محتواى خواب‌هاى زن‌ها و مردها پى برده‌اند. در یک مطالعه، چنین نتیجه‌گیرى شده است که مردها بیشتر از زن‌ها خواب‌هایى درباره پرخاشگرى مى‌بینند. براساس گفته‌هاى ویلیام دامهوف، پژوهشگر خواب، زن‌ها خواب‌هاى طولانى‌تر و با شخصیت‌ها و اشخاص بیشتر مى‌بینند. در ارتباط با شخصیت‌هایى که نوعاً در خواب‌ها ظاهر مى‌شوند، در خواب مردها تعداد شخصیت‌هاى مرد دو برابر تعداد زن‌هاست در حالى که زن‌ها درباره هر دو جنسیت تقریباً به طور برابر خواب مى‌بینند.



٥- حیوانات هم احتمالاً خواب مى‌بینند
آیا تا کنون سگ یا گربه‌اى را دیده‌اید که پا یا دمش را در هنگام خواب تکان مى‌داده است؟ هر چند با اطمینان نمى‌توان در این مورد صحبت کرد اما پژوهشگران معتقدند که حیوانات نیز احتمالاً خواب مى‌بینند. حیوانات نیز مانند انسان‌ها، مراحل خواب شامل چرخه‌هاى REM و NREM را طى مى‌کنند. در یک مطالعه، به گوریلى چند نماد به عنوان ابزار ارتباطى آموخته شد. در یک مقطع، گوریل علامت «شکل خواب» را انتخاب کرد و این احتمالاً نشانگر این بود که تجربه خواب دیدن داشته است.



٦- شما مى‌توانید خواب‌هایتان را کنترل کنید
خواب روشن خوابى است که شما با وجودى که هنوز در حال خواب هستید اما از این که دارید خواب مى‌بینید آگاهى دارید. در خلال این نوع خواب، شما مى‌توانید غالباً محتواى خوابتان را کنترل یا هدایت کنید. تقریباً نیمى از مردم مى‌توانند به یاد آورند که حداقل یکبار چنین خوابى را تجربه کرده‌اند و برخى افراد به دفعات چنین تجربه‌اى را داشته‌اند.



٧- هیجانات منفى در خواب‌ها متداول‌ترند
در طول یک دوره چهل ساله، کالیون هال، پژوهشگر، بیش از ٥٠ هزار خواب را از دانشجویان دانشکده ثبت کرد. این گزارش‌ها در خلال دهه ١٩٩٠ توسط یکى از دانشجویان هال به نام ویلیام دامهوف در دسترس عموم قرار گرفت. گزارش خواب‌ها نشان داد که بسیارى از هیجانات از جمله شادى، لذت و ترس در خواب‌ها وجود داشته است. متداول‌ترین هیجانى که در خواب‌ها وجود داشته اضطراب بوده و به طور کلّى هیجانات منفى بسیار بیشتر از هیجانات مثبت بوده است.



٨- نابینایان نیز خواب مى‌بینند
با وجودى که کسانى که قبل از پنج سالگى بینائیشان را از دست داده‌اند، در دوران بزرگسالى خواب‌هاى تصویرى نمى‌بینند امّا هنوز خواب مى‌بینند. علیرغم فقدان تصاویر، خواب افراد نابینا به همان پیچیدگى و روشنى افراد بیناست. خواب افراد نابینا به جاى حس تصویرى، معمولاً شامل اطلاعاتى از دیگر حواس نظیر صوت، لمس، مزه، شنوایى و بویایى است.



٩- در هنگام خواب دیدن، عضلاتتان فلج هستند
مشخصه خواب REM، مرحله‌اى که خواب دیدن در خلال آن اتفاق می‌افتد، فلج عضلانى است. چرا؟ این پدیده، فقدان کشیدگى طبیعى عضلانى در خواب نام دارد و شما را از حرکت و نقش بازى کردن در خواب‌هایتان به هنگام خوابیدن باز مى‌دارد. اساساً به دلیل آن که نورون‌هاى حرکتى تحریک نمى‌شوند، بدن شما حرکت نمى‌کند.

در برخى موارد، این فلج عضلانى حتى تا ١٠ دقیقه پس از بیدار شدن نیز ادامه مى‌یابد. وضعیتى که به آن فلج خواب مى‌گویند. آیا تا کنون برایتان پیش آمده که وسط یک خواب وحشتناک از خواب پریده باشید و ببینید که قادر به حرکت نیستید؟ با وجودى که این تجربه ترسناکى است امّا به عقیده متخصصان کاملاً عادى است و تنها چند دقیقه طول مى‌کشد تا کنترل عادى عضلانى باز گردد.



١٠- بسیارى از خواب‌ها عمومیت دارند
با وجودى که خواب‌ها غالباً به شدّت تحت تأثیر تجربیات فردى ما هستند امّا پژوهشگران دریافته‌اند که برخى موضوعات در بین فرهنگ‌هاى مختلف، بسیار مشترکند. براى مثال، آدم‌ها در سراسر دنیا غالباً خواب‌هایى درباره تحت تعقیب بودن، مورد حمله قرار گرفتن و یا پرت‌شدن مى‌بینند. خواب‌هاى مشترک دیگر شامل رویدادهاى مدرسه، احساس یخ‌زدگى و بى‌حرکتى، دیر رسیدن، پرواز و عریان بودن در بین جمع مى‌باشد. آموزش زبان انگليسي در خواب با ضمير ناخوداگاه خود زبان ياد بگيريد !!!

+ نوشته شده توسط میلاد در پنجشنبه سی ام تیر 1390 و ساعت 17:38 |
 

                                l

 

سعی نكن متفاوت باشی..فقط خوب باش..خوب بودن به اندازه كافی متفاوت هست...

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

آنروزكه سقف خانه هاچوبی بود!

گفتارو عمل درهمه جا خوبی بود!

امروزبنای خانه ها سنگ شده!

دلهاهمه با بنا هماهنگ شده!.

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

آدمی به خودی خود نمی افتد...اگر بیفتد از همان سمتی می افتد که به خدا تکیه نکرده است...

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

وفادارترین زن ها نه موطلایی ها هستند، نه مو خرمایی ها و نه مو مشکی ها.... بلکه مو خاکستری ها هستند!�

چارلی چاپلین

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

همیشه آغاز راه دشوار است ،
عقاب در آغاز پر کشیدن ،پر میریزد
ولی در اوج حتی از بال زدن هم بی نیاز است

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

دنیای بیرحمیست
چه زود پیش چشم عزیزانمان ارزان می شویم
چاره کم کردن رابطه ست که لااقل به مفت نفروشنمان

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

به یاد ندارم نابینایی به من تنه زده باشد اما هر وقت تنم به جماعت نادان خورد گفتند: "مگه کوری؟

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

مشكلات امروز تو برای امروز كافی ست، مشكلات فردا را به امروز اضافه نكن.

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

بی دلیل نیست که روی حرفمان نمی مانیم؛ما روی زمینی زندگی می کنیم که هر روز خودش را دور می زند!

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


افسوس...آن زمان كه بايد دوست بداريم كوتاهي مي كنيم آن زمان كه دوستمان دارند لجبازي مي كنيم و بعد براي آنچه از دست رفته آه ميكشيم . .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

سعدی کجایی ؟ بنی آدم ابزار یکدیگرند

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

من اناري را ميكنم دانه و به دل مي گويم كاش اين مردم دانه هاي دلشان پيدا بود!! "

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
راه كه مي روم
مدام بر مي گردم
پشت سرم را نگاه مي كنم
ديوانه نيستم
خنجر از پشت خورده ام

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

ما آدم‌ها موجودات عجیبی‌ هستیم وقتی‌ میگوییم تنهایم بگذار
یعنی‌ ، بیش از همیشه به وجودت احتیاج دارم .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

دنیای ما پر از دست هائی است که خسته نمی شوند از نگه داشتن نقابها

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

دلم واسه اول دبستانم تنگ شده که وقتی تنها یه گوشه ی حیاط مدرسه وایسادی یه نفر میاد و بهت میگه با من دوست میشی؟

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

امروز زندگی را آغاز کن!
امروز مخاطره کن!
امروز کاری کن!
نگذار که به آرامی بمیری!
شادی را فراموش نکن..

. پابلو نرودا

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

چه تند می تپد قلب این باران
انگار ستاره ای از اسمان غلتیده
شاید تبر کمر بر قتل عاطفه ای بسته
چه تند می تپد قلب این باران امشب
مبادا شب ((امید))خود را از دست دهد

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

امروز را برای بیان عشق به عزیزانت غنیمت شمار ؛ شاید فردا احساسی باشد اما عزیزی نباشد

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

بغض، بزرگترین نوع اعتراض در برابر آدم هاست... اگر بشكند دیگر اعتراض نیست التماس است!

" دكتر علی شریعتی "

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

گــاه در زنـدگـی ، موقعیت هایی پــیش مــی آیــد کــه انسان بـایـد تــاوان دعـاهــای مــستجاب شده خــود را بپــردازد ... !

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

عشق همزمان که قلب آدمی را پرمی کند، مغز او را خالی می کند

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

اگـر حـق با شماســت خشمگیـن شدن نیازی نیست ،

و اگــر حــق با شما نیست .. هیـچ حقی برای عصبانی بـودن ندارید!!

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

ﮔﯿﺮﻡ ﻫﻤﻪ ﭼﯿﺰ ﺳﯿﺎﻩ ﻭ ﺗﺎﺭﯾﮏ ﺍﺳﺖ ، ﺗﻮ ﺷﻤﻊ ﺧﻮﺩﺕ ﺭﺍ ﺭﻭﺷﻦ ﮐﻦ

ﺗﻮ ﻧﻤﯽﺧﻮﺍﻫﺪ ﮔﺰﺍﺭﺷﮕﺮ ﺑﺰﺭﮒ ﺗﺎﺭﯾﮑﯽ ﺑﺎﺷﯽ

ﺷﻤﻊ ﺑﺎﻥ ﮐﻮﭼﮏ ﻧﻮﺭﺧﻮﺩﺕ ﺑﺎﺵ

ﺍﯾﻦ همه ی ﭼﯿﺰﯼ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺭﻭﺷﻨﺎﯾﯽﺍﺯ ﺗﻮ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﺪ

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

زنده بودن حرکتی افقی است از گهواره تا گور، و زندگی کردن حرکتی عمودی است از زمین تا آسمان!

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

پیــری آن نیســت که از سر بزند موی سپــید

هــــــر جوانی که به دل عشـــق ندارد پیــر است

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

بی درد و بی غم است چیدن رسیده را

خامیم و درد ما از کال چیدن است

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

ایمان یک باره نیست

باید ایمان رو زندگی کرد تا به وقتش نجاتت بده..

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

هر که مهلتش به سر امده مهلتی می طلبد و به هر که مهلتی داده می شود در انجام کار امروز و فردا می کند
زمان دریاب

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

هر افتادنی همان برخاستن است. آن کس که به این حقیقت ایمان دارد به راستی خردمند است

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

فریب مشابهت روز و شب‌ها را نخوریم

امروز، دیروز نیست

و فردا امروز نمی‌شود ..

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

آدمهای بزرگ،کسانی نیستند که شکست نخورده‌اند؛

کسانی هستند که بعد از شکست،پیروز شده‌اند...

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

گر قلوه سنگ های ته جوی نبود ، ترنّم زیبای آب را چگونه می شنیدیم و اگر سختیها ی زندگی نبود ، چگونه خوبیهای آنرا حس می کردیم

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

یادمان باشد عاشق کور است اما احمق نیست...

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

در یک رابطه دو نفره وقتی دو نفر هیچ مشکلی با هم ندارند؛

حتما یکی از آنها تمام حرفای دلش را نمی گوید

شکسپیر

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

راه كه مي روم
مدام بر مي گردم
پشت سرم را نگاه مي كنم
ديوانه نيستم
خنجر از پشت خورده ام

+ نوشته شده توسط میلاد در چهارشنبه بیست و نهم تیر 1390 و ساعت 23:18 |
ماشینم بنزین تموم کرد وسط جاده, واستادم دم جاده یکی ۲ لیتر بنزین از ماشینش بهم بده که فقط خودمو برسونم به یه پمپ بنزینی, یکی زد بقل گفت آقا بنزین برای ماشینت می خوای؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ می خوام باهاش خودمو آتیش بزنم



****************




بعد از چهار ساعت از کنکور تو هوا ۴۰ درجه اومدم خونه خواهرم میگه خسته ای؟ اگه نیستی منو ببر یه جایی میخوام خرید کنم
پـَـَـ نــه پـَـَــ خسته نیستم تو جلسه کنکور لحاف دشک انداخته بودم داشتم قلیون میکشیدم



*****************




یارو تو مترو داره چراغ قوه میفروشه، صداش کردم اومده میگه چراغ قوه میخوای؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ یه لقمه میرزاقاسمی آوردم واسه ناهارم تنهایی نمی چسبید گفتن بیای باهم بخوریم


*****************




به دوستم میگم ببین تن ماهی تاریخ انقضاش کیه؟ میگه یعنی تاریخ خراب شدنش؟ گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ تاریخ عروسی ننه بابای ماهی اس میخوام واسشون جشن سالگرد بگیرم



*****************




در پارکینگ و باز کردم برم تو یارو اومده جلوش پارک کرده میگه می خوای بری تو؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ درو باز کردم هوای کوچه عوض شه



********************




تا کمر رفتم تو موتور ماشینم که ببینم چه مرگشه ، رفیقم اومده میگه
داری تعمیرش میکنی ؟
پــــ نه پـــــ دارم با گِیج روغن درد و دل میکنم



********************




با دوستم رفتیم دکتر واسه عمل بینیش دکتر میگه میخوای بینیتو کوچیک کنی؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ اومدیم بکوبیمش ۳ طبقه بسازیم



*********************




کامپیوترم یه ویروس گرفته بود رفتم کلی پول آنتی ویروس اورجینال دادم بعد سه ساعت اسکن ویروسه رو پیدا کرده پیغام داده: آیا مطمئن هستید که می خواهید این ویروس را حذف کنید؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ می خوام ازش نگهداری کنم بزرگ بشه، بشه عصای دستم نور چشام



************************




مرغ عشقم مرده و درحالی که پاهاش روبه بالاس افتاده کف قفس. دوستم اومده می گه : اِ مرغ عشقت مرد؟ بهـــش گفتم: پـَـَـ نــه پـَـَــــ کمر درد داشته دکتر گفته باید طاق باز دراز بکشه کف قفس



************************




کارت سوخت ماشینو برداشتم دارم میرم بابام میگه میری بنزین بزنی؟؟؟

پـَـَـ نــه پـَـَــــ میرم آب هویچ بریزم تو باکش نور چراغاش زیاد شه



******************




به مامانم میگم قوری کجاست ؟ میگه میخوای چای بخوری ؟!
پـَـَـ نــه پـَـَــــ میخوام دست بکشم روش شاید غولی چیزی ازش درومد!!!!!! ـ



********************




داریم لوازم میزاریم توی ماشین که بریم مسافرت
همسایمون میگه دارید میرید مسافرت؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ قراره از امشب توی ماشین زندگی کنیم



*******************




میگه امتحانِ چی داری؟؟؟ میگم وصایا,,, میپرسه وصایای امام؟؟؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ وصایای الیزابت تیلور



************************




تو این گرما که سگ تب میکنه رفتم سوپر مارکت میگم یه ایستک بدید یارو میگه خنک باشه؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ گرم بده میریزم تو نعلبکی خنک بشه



**********************




ساعت ۵-۴ صبح زنگ زده..گوشی رو برداشتم به زور دارم جواب میدم..میگه خواب بودی؟؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ داشتم سر گلدسته ی مسجد محلمون اذان میگفتم صدام گرفته
+ نوشته شده توسط میلاد در چهارشنبه بیست و نهم تیر 1390 و ساعت 23:10 |
http://www.roya7f.blogfa.com/
+ نوشته شده توسط میلاد در چهارشنبه بیست و نهم تیر 1390 و ساعت 12:51 |
خداروشکرکه تمام شب صدای خرخر شوهرم را میشنوم.این یعنی او زنده و سالم درکنارمن

خوابیده است.

خداروشکرکه دختر نوجوانم همیشه از شستن ظرفها شاکی است.این یعنی او در خانه است و

در خیابانها پرسه نمی زند.

خداروشکرکه لباسهایم کمی برایم تنگ شده اند.این یعنی غذای کافی برای خوردن دارم

خداروشکرکه مالیات می پردازم. این یعنی شغل و درامدی دارم و بیکار نیستم.

خداروشکرکه در پایان روز از خستگی از پامی افتم.این یعنی توان سخت کارکردن را دارم.

خداروشکرکه باید زمین بشویم وپنجره هارا تمیزکنم.این یعنی من خانه ای دارم.

خداروشکرکه در جایی دور جای پارک پیدا کردم.این یعنی توان راه رفتن دارم وهم اتومبیلی

برای سوار شدن.

خداروشکرکه سروصدای همسایه ها را می شنوم.این یعنی من توانایی شنیدن دارم.

خداروشکرکه این همه شستنی واتو کردنی دارم.این یعنی من لباس برای پوشیدن دارم.

خداروشکرکه هرروز صبح بایدبا زنگ ساعت بیدارشوم.این یعنی من هنوز زنده ام.

خداروشکرکه گاهی اوقات بیمار می شوم.این یعنی بیاد اورم که اغلب اوقات سالم هستم.

خداروشکرکه خرید هدایای سال نو جیبم را خالی می کند.این یعنی عزیزانی دارم که می توانم

برایشان هدیه بخرم.

خداروشکر......

+ نوشته شده توسط میلاد در چهارشنبه بیست و نهم تیر 1390 و ساعت 12:49 |
مادر پیر مرا نکته ای زیبا گفت:

از بد دنیا گفت

گفت : که  طاووس مشو که به عیبت خیزند

گر شعله ی شمع شدی زیر پایت خیزند

پروانه مشو که به سرگردانی لای انگشت کتاب سالها میمان

نه زمین باشو نه خاک که تورا ننگ کنند

اسمان باش که خلق برای دیدن تو سر به بالا ببرد

+ نوشته شده توسط میلاد در چهارشنبه بیست و نهم تیر 1390 و ساعت 12:42 |
بهترين معلمم کسي بود که بهترين چيز را به من اموخت دو خط روي تابلو کشيد وگفت اين دو خط موازي هيچوقت به هم نميرسند مگر اينکه يکي خود را بشکند عزيزم تا غرورت را نشکني به چيزي که مي خواهي نميرسي

 

 


ک دوست وفادار تجسم حقيقي از جنس آسماني هاست که اگر پيدا کردي قدرش را بدان

 

 


در كلبه ي قلبم كه پنجره هايش به باغ گلهاي هميشه بهار باز مي شد? در جست وجو گر كسي بودم كه بيايد و مرا از اين تنهايي مرگ بار نجات دهد? از اين تنهايي كه جز من و شيطان كسي ديگر نبود? منتطر كسي بودم كه بيايد و مرا از اين انتظار خسته كننده رهايي دهد? آري او آمد و مرا از اين تنهايي و انتظار نجات داد? آري محبوبم, عشقم كسي كه لحظه لحظه هايم را با او سپري مي كنم و خواهم كرد? كسي كه هميشه در كنار او هستم و هيچ وقت مرا منتظر نمي گذارد? پس با تمام وحود مي گويم تا آسمان دلتنگي دوستت دارم? و چون خدا مي پرستمت. « تقد

 

 

 

گرمي دست هايت چيست که دستهايم آنها را ميطلبد ؟ در آينه چشمهايم بنگر چه ميبيني؟ آيا ميبيني که تو را ميبيند؟ صداي طپش قلبم را ميشنوي که فرياد ميزند دوستت دارم؟ دوست ندارم که بگويم دوستت دارم. دوست دارم که بداني دوستت

 


پرسيد کدام راه نزديکتر است؟ گفتم به کجا؟ گفت به دل دوست. گفتم تو مگر فاصله اي مي بيني بين دل آنکس که دلت منزل اوست

 

 Behtarinhamdam Man: پسري يه دختري رو خيلي دوست داشت که توي يه سي دي فروشي کار ميکرد. اما به دخترک در مورد عشقش هيچي نگفت. هر روز به اون فروشگاه ميرفت و يک سي دي مي خريد فقط بخاطر صحبت کردن با اون... بعد از يک ماه پسرک مرد... وقتي دخترک به خونه اون رفت و ازش خبر گرفت مادر پسر


ک گفت که او مرده و اون رو به اتاق پسر برد... دخترک ديد که تمامي سي دي ها باز نشده... دخترک گريه کرد و گريه کرد تا مرد... ميدوني چرا گريه ميکرد؟ چون تمام نامه هاي

 

 

 

 

 

 

 

شادي را هديه کن حتي به کساني که آن را از تو گرفتند ، عشق بورز به آنها که دلت را شکستند ، دعا کن براي آنها که نفرينت کردند ، درخت باش بر غم تبرها ، بهار شو و بخند که خدا هنوز آن بالا با ماست

+ نوشته شده توسط میلاد در جمعه بیست و چهارم تیر 1390 و ساعت 12:19 |
ترجيح ميدهم طوري زندگي کنم که گويي خدا هست و وقتي مُردم بفهمم نيست، تا اينکه طوري زندگي کنم که انگار خدا نيست و وقتي مُردم بفهمم که هست " آلبر کام

+ نوشته شده توسط میلاد در جمعه بیست و چهارم تیر 1390 و ساعت 12:19 |
  به نام خدا

1.      چرا راننده ها زير بارون دلشون فقط براي زنها مي سوزه؟


2.      چرا استادها به دخترها بهتر نمره ميدن؟


3.      چرا بارون مياد، ترافيک ميشه؟


4.      چرا تو خونه  ?0متري ال سي دي ?2 اينچي ميذارن؟


5.      چرا به هرکي مسن تره بيشتر اعتماد مي کنن؟


6.      چرا از در که ميخوان رد بشن تعارف ميکنن ولي سر تقاطع به هم رحم نميکنن؟


7.      چرا تو شهروند و هايپراستار و ... چشم ميدوزن به سبد همديگه؟


8.      چرا از تو ماشين پوست پرتغال مي ريزن بيرون؟


9.      چرا تو اتوبان وقتي به ماشين جلويي مي رسند چراغ ميدن؟


10.  چرا وقتي مي رن لباس بخرن بقيه مغازه ها رو هم نگاه مي کنن؟


11.  چرا قبل از ازدواج دنبال پول طرف مقابلن نه اخلاقش؟


12.  چرا بعد از ازدواج دنبال اخلاق طرف مقابلن نه پولش؟


13.  چرا همه دوست دارن از اين کشور برن؟


14.  چرا اونهايي که رفتن مي خوان برگردن؟


15.  چرا روز پدر همه لباس زير کادو مي خرند؟


16.  چرا مردها روز زن فقط طلا و ادکلن کادو مي خرند؟


16.  چرا مردها مناسبتهارو فراموش ميکنن؟


17.  چرا فيلم زياد مي بينن ولي کتاب نمي خونن؟
18.  چرا اونهايي که زبانشون خوبه هم فيلم رو با زيرنويس نگاه ميکنن؟


19.  چرا باجناقها هيچوقت از هم خوششون نمياد؟


20.  چرا زنها بچه برادرشون رو بيشتر از بچه خواهرشون دوست دارند؟


21.  چرا پدر دخترها تو خواستگاري کمتر از همه حرف مي زنن؟


22.  چرا مراسم ختم ساعت ? بعد از ظهر تشکيل ميشه؟


23.  چرا زنها با اينکه قلبا زن زليليسم رو قبول ندارن ازش دفاع ميکنن؟


24.  چرا زنها نميتونن ماشين پارک کنن؟


25.  چرا زنها تو هر مهموني نبايد لباس تکراري بپوشن؟


26.  چرا تو مهموني اگه موز بخورن بي کلاسيه ولي سيب و پرتغال نه؟


27.  چرا هر رابطه اي يا بايد مخفي باشه يا به ازدواج ختم بشه؟


29.  چرا اگه دوستمون ماشين و خونه بخره ما چشمامون در مياد؟

 

 

30. چرا بچه ها همه خانوما رو خاله خودش ميدونه ؟


31.  چرا با اينهمه شاعري که در طول تاريخ دارن شعر ترانه هاشون رو مريم حيدرزاده ميگه


32.  چرا با موسيقي سنتي شون نميشه رقصيد؟


33.  چرا سه تار سه تا تار نداره؟


34.  چرا قرارداد کارمندي رو کارفرماها تنظيم ميکنن؟


35.  چرا اکثر ماشينها يا سفيدن يا سياه يا نقره اي؟


36.  چرا نميشه با کت و شلوار کتوني پوشيد؟


37.  چرا ترکها نميتونن با هم فارسي صحبت کنن؟

 

3?.  چرا زنها وقتي ابرو بر مي دارن روحيشون بهتر ميشه؟(چه ربطي داره ابرو با روحيه؟)


39.  چرا زنها لوازم ارايش رو روي شصتشون تست ميکنن؟ چرا مثل کرم پشت دستشون نمي زنن؟


40.  چرا زنها وقتي رژلب مي زنن گردنشون رو به سمت آينه دراز مي کنن؟

 

41.  چرا مردها فرق آرايش ?0 هزارتومني با آرايش 1.? ميليون تومني رو نميفهمن؟


41.  چرا زنها 256 رنگ رو با اسم بلدن درحاليکه در طبيعت 10-12 رنگ بيشتر وجود نداره؟


42.  چرا کادوهاي عروسي رو يه روز بعد از عروسي (پاتختي) مي دن؟


43.  چرا داماد بايد برقصه ؟


 


45.  چرا موقع پخش صحبتهاي رئيس جمهور زيرنويس تبليغاتي نمي ذارن؟


46.  چرا مردم تو تاکسي راجع به سياست صحبت ميکنن؟


47.  چرا وقتي يه چيزي خوبه ميخايم صاحابش بشيم؟


48.  چرا وقتي خانومها به تقاطع مي رسن بجاي ترمز رو گاز فشار ميارن؟


49.  چرا قسمت مردانه اتوبوس بزرگتر از قسمت زنانه است؟


50.  چرا تو اتوبان دست انداز ميذارن؟


51.  چرا کسي براي صبحونه کسي رو مهمون نميکنه؟


52.  چرا پشت کاميونها شعر مي نويسن ؟


53.  چرا تو هر کوچه اي بجاي يکي چندتا تکيه هست؟

 

 

54.  چرا سر عقد عروس دفعه سوم ميگه بله؟


55.  چرا آدمها وقتي عکس ميگيرن روپنجه بلند مي شن؟


56.  چرا با اينکه همه فضولند از فضولي بدشون مياد؟


57.  چرا راننده تاکسي ها از همه بدتر رانندگي ميکنن؟


58.  چرا مردها ترجيح ميدن گم شن اما آدرس نپرسن؟


59.  چرا با پيتزا دوغ نميخورن؟


60.  چرا با اينکه ميدوني چرت و پرته ايميلو تا آخر خوندي؟     


 

چرا اين همه چرا شايد چون چ چسبيده به را شاد باشيد

 

+ نوشته شده توسط میلاد در جمعه بیست و چهارم تیر 1390 و ساعت 12:17 |
 

 

 

 


تنهاي تهنام

 

براي عشق گريه كن ولي به كسي نگو.

براي عشق مثل شمع بسوز ولي نگذار پروانه ببينه.

براي عشق پيمان ببند ولي پيمان نشكن .

براي عشق جون خودتو بده ولي جون كسي رو نگير

براي عشق وصال كن ولي فرار نكن

براي عشق زندگي كن ولي عاشقونه زندگي كن

براي عشق بمير ولي كسي رو نكش .

براي عشق خودت باش ولي خوب باش

 

 

 

 

 
روزي شاگرد يه راهب پير هندو از او خواست که واسش يه درس بياد موندي بده.
راهب از شاگردش خواست کيسه نمک رو بياره پيشش ، بعد يه مشت از اون نمک رو داخل ليوان نيمه پري ريخت و از او خواست اون آب رو سر بکشه . شاگرد فقط تونست يه جرعه کوچک از آب داخل ليوان رو بخوره ، اونم بزحمت .
استاد پرسيد : " مزه اش چطور بود ؟ "
شاگرد پاسخ داد : " بد جوري شور و تنده ، اصلا نميشه خوردش "
پيرهندو از شاگردش خواست يه مشت نمک برداره و اونو همراهي کنه . رفتند تا رسيدن کنار درياچه . استاد از او خواست تا نمکها رو داخل درياچه بريزه ، بعد يه ليوان آب از درياچه برداشت و داد دست شاگرد و ازش خواست اونو بنوشه . شاگرد براحتي تمام آب داخل ليوان رو سر کشيد .
استاد اينبارهم از او مزه آب داخل ليوان رو پرسيد. شاگرد پاسخ داد : " کاملا معمولي بود . "
پيرهندو گفت : " رنجها و سختيهائي که انسان در طول زندگي با آنها روبرو ميشه همچون يه مشت نمکه و اما اين روح و قدرت پذيرش انسانه که هر چه بزرگتر و وسيعتر بشه ، ميتونه بار اون همه رنج و اندوه رو براحتي تحمل کنه ، بنابراين سعي کن يه دريا باشي تا يه ليوان آب
   ///////////////////////////

     داستان هاي خر کننده

داستانهاي خر كننده كه هميشه براي توجيه اينكه هر بلايي به سرمان ميايد مصلحت خداوند است

به صورت طنز
گنجشک به خدا گفت: لانه کوچکي داشتم آرامگاه خستگيم، سرپناه بي کسيم بود، طوفان تو آن را از من گرفت. کجاي دنياي تو را گرفته بود؟؟

خدا گفت: ماري در راه لانه‌ات بود و تو خواب بودي. باد را گفتم لانه‌ات را واژگون کند آنگاه تو از کمين مار پر گشودي و زنده ماندي!!! چه بسيار بلاها که از تو به واسطه محبتم دور کردم و تو ندانسته دشمني پنداشتي.

گنجشک از خدا تشکر کرد و رفت اما مار لب به سخن گشود و گفت خدايا چرا باد را گفتي که لانه گنجشک را خراب کند تا گنجشک را برهاند؟‍! اگر آنروز اين گنجشک را شکار ميکردم دختر زيبايم (مارکوچولو) از گرسنگي نمي مرد!!!

و خداوند فرمود مارکوچولوي تو اگر زنده ميماند تبديل به اژدهايي ميشد که که اولين شکارش خود تو مي بودي و بعد از آن ديگر اين روال بين تمامي مارها پديدار ميشد که بعد از سن بلوغ پدر و مادر خود را ميخوردند. خلاصه مارکوچولوي تو مارکپولو ميشد و سردسته تمام مارهاي مادر خوار...

مار هم از خدا تشکر کرد و رفت اما مار کوچولو گفت خدايا تو چرا تقدير من را چنين کردي؟!! مگر چه ميشد که من زنده ميماندم ولي مثل بقيه مارها زندگي ميکردم و مادر و پدرم را نميخوردم؟!

خدا گفت تو الان در بهشتي وجايگاه خوبي داري پس شکرگذار باش

مارکوچولو گفت بهشت اصلا هم جاي خوبي نيست! هر وقت فرشته ها مرا ميبينند جيغ ميزنند واي مار و فرار ميکنند و هيچ کس مرا دوست ندارد

خدا گفت خوب اشکالي ندارد تو را تبديل به دختر زيبايي ميکنم تا کسي از تو نترسد

مارکوچولو گفت خوب نميشد همون موقع که زنده بودم سرنوشت مرا جوري تنظيم ميکردي که من هم زنده بمانم و هم مادر و پدرم را نخورم و هم خانه آن گنجشك كوچك را خراب نمي كردي؟؟؟؟

تو اي خدا واقعا نمي توانستي بدين گونه سرنوشت همه موجودات را چنان تنظيم مي كردي ؟؟!

خدا گفت تو پدر منو درآوردي يه کلمه ديگه حرف بزني نزديا…

و خداوند مارکوچولو را تبديل به دختر زيبايي كرد و در بهشت به عشق و حال پرداخت و كلي دوست پسر واسه خودش رديف كرد و هر روز با يه دوست پسر ...

حال سوال :


 
 
پس چرا خداوند عشق و حال رو از اول سرنوشت همه موجودات قرار نداد ؟؟!!!!!!!!!!!!!

 

 

+ نوشته شده توسط میلاد در جمعه بیست و چهارم تیر 1390 و ساعت 12:16 |

http://www.quicklet.info

http://www.uktvproxy.info

http://beatyourschool.com

http://ca-tunnel.com

http://topunblock.com

http://www.iphone4life.info/

http://www.jetpass.info

http://proxyfood.com

+ نوشته شده توسط میلاد در جمعه بیست و چهارم تیر 1390 و ساعت 12:15 |
سلام آقاي ريس جمهورــخوبي؟خوشي؟سلامتي؟

 

من غلام هستم معروف به غلي سياــ از بندرعباس مزاهمتون ميشم ــ همونجايي که تابستون هواش خيلي گرمه ــ همون جايي که چک و چوکاش ميرن دريا ماهي ميگيرن تا شما بخوري ــ همون جايي که اگه يه روزي جنگ بشود آمريکاي غلط کرده اول از همه بمب ميزنه خرابش ميکنه.من از بندرعباسم خالو ــ همونجايي که برادرم با پاي خودش رفت به جنگ عراقيا ولي چند وقت بعدش جسدش آوردن در خانه.
آقاي ريس جمهور ــ من يک پسر فکيرم ــ بپما مشتا داره و من پهلو بپم کار ميکنم ــ چند وقتي ميشه که دلم به يه دختري شده ــ من خيلي خاطرش ميخاهم ــ
من آرزو دارم با نمزادم ازدواج کنم ــمن به خاطرش ميخاهم برم کلاس نهظت سوات آموذي درس بخانم ــ من ميخاهم برم دانشگا ــ ولي با چه پولي؟چوک همساده ما ميره دانشگا ــميگه هر سال يک ميليون تومن به بالا خرجش ميشه ــ همساده ما پولداره ماشين داره ولي ما فقيريم ــ ما چتوري بايد درس بخانيم و به آرزومان برسيم؟اسلن من ديگه درس نمي خانم.اسلن ديگه ازدواج هم نميخاهم بکنم ــ ما که به نون شو محتاجيم که نبايد آرزو بکنيم ــ آرزوي ما نون شوه ــ تو اول به ما گفتي نفت ميارم سر سفرتون ما هم به تو راي داديم ــ ما نفت نمي خاهيم خالو ــ ما به همي سوراغ و مهياوه راضي هستيم ولي از وقتي تو اومدي سوراغ هم گرون شده ــ ما ديگه سوراغ هم سر سفره نداريم ــ اسلن تو اومدي چه بکني؟دستمال کاغذي شده بسته اي هزار تومن ــ خا دگه ما چتوري چرممون را پاک کنيم؟

تو ميدوني تابستون بندرعباس چقد گرمه؟ نه که نميدوني ــ اگه ميخاهي بداني بايد تابستون بياي سفر استاني نه زمستن ــ تو ميدوني ما با يک تا پنکه چتوري بايد تابستون بگزرونيم؟ نه که نميدوني ــ تو ميدوني پول برق داخل بندرعباس چقد ميره؟ نه که نميدوني ــ تو که اينقد به فکر هسته اي هستي يه خورده چرا به فکر ما نيستي؟ تو بگو چقد هسته ميخاي تا برم جمع کنم برات بفرستم ــ ما اينجا هسته زياد داريم .کوک امبا داريم ــ کوک گرومزنگي داريم ــ کوک کنار داريم ــ تو فقط بگو کوک چي ميخاي تا برات بفرستم تا تو هم جنس ارزون بکني

بپما هر روز دو بار ميره پا مشتا ــ ولي چه فايده ــ مشتا ديگه ماهي نداره ــ مما ميگه از بس مردم گناه کردن خير و برکت از ديريا رفته ــ ولي مما اشتباح ميکنه ــ من وقتي با کايک ميرفتم خصب وا چشم خودم ديدم که کشتيهاي خارجي داشتن ماهي ميگرفتن ــ وا چشم خودم ديدم که هر چي ماهي از زير ديريا بود جمع کردن ــ خا ديگه ماهي از کجا بياد بره توي مشتاي بپما؟همش که کشتيها جمع کردن بردن ــ من نميدونم تو خاطر ما ميخاي يا خاطر کشتيها؟

ما دو ماهه گوشت وا چشم نديديم ــ مما ميگه گوشت گرانه ــ مما هر شو دعا ميکنه که براي خاهراي من شوهر پيدا بشه تا از گشنگي داخل خونه ما نميرن ــآقاي ريس جمهور من مرد هستم ــمن تا حالا هيچوقت گريه نکردم ــ ولي وقتي ميبينم خاهرم را به خاطر بي پولي ميخان شوهر بدن ميرم بالا سراه گريه ميکنم.

من که ميدونم ما هيچوقت وضمون خوب نميشه ــ من که ميدونم ما بايد مثل فقيرا زندگي کنيم و مثل فقيرا بميريم ــ حتا کسي سر قبر ما فقيرا هم نمياد ــ ولي من به نمزادم قول داده بودم آدم خوبي بشوم ــ قول داده بودم درس بخانم و ديگه با کسي دعوا نکنم ــولي تو که اومدي همه چي گرون شد و من نمي تونم ازدواج بکنم ــ کار گير ما نمياد ــ اگه کار هم گير بياد با اين گراني من نميتونم به آرزوم برسم

تو خيال نکني خيلي جوني که به تو نامه نوشتم ــ من سياهم ولي از تو جونترم ــ من به تو نامه نوشتم چون که از وقتي اومدي ما فقيرا بدبخت تر شديم ــ اگه ديگه جلو من ملّک هم بزني به تو راي نميدم ــ من به تو نامه نوشتم تا بگم حالا که من به آرزوم نميرسم ميرم عرک ميخورم ــ ميرم بنگ ميکشم ــ دعوا ميکنم ــ من با کايک ميرم خصب جنس ميارم تو هم به معمورات بگو به من تير بزنن خلاصم کنن ــ به معمورات بگو به من اعدام کنن ــ به معمورات بگو به من زندون بکنن ــ خدافظ

 

بعد نوشت:مترادف کلماتي که احتمال ميدهيم جناب رئيس جمهور به دليل عدم آشنايي با لهجه بندري متوجه نشوند را در چند سطر خلاصه نموده ايم.

 

* مشتا: يک نوع دام بزرگ براي صيد ماهي که با استفاده از چوب و تور به صورت ثابت در لبه ساحلي دريا کار گذاشته مي شود و جناب رئيس جمهور مي تواند از آنجا ماهي مصرفي مورد نياز خود را تهيه کند به شرطي که کشتي هاي صيد صنعتي نشاني از ماهي در آبهاي خليج فارس به جا گذاشته باشند.

 

*سوراغ: غذايي خوشمزه که با استفاده از گلک(خاک سرخ جزيره هرمز) و ماهي مومغ (کليکا) تهيه شود و مي توان با نان رخته يا همون مشته يا همون تومشي آن را ميل نمود .البته کله جوش سوراغ هم صفاي خاصي دارد.در هنگام خوردن کله جوش پياز را فراموش نفرماييد.متشکرم

 

مهياوه:باز هم نوعي غذاي خوشمزه هرمزگاني که با استفاده از ماهي متوتا و خندل و يک سري مخلفات ديگر تهيه مي شود .شنيده شده غير هرمزگاني ها مهياوه و سوراغ را سس ماهي مي نامند.هر چه ميخواهند بنامند ولي ما هميشه به آنها سوراغ و مهياوه خواهيم گفت.اگر روزي هوس نون فطير يا نون رخته يا نون کپ تابه اي يا نون گپگ يا نون کلوکو کردي يک روز زودتر خبر بده تا به بي بي ام بگويم برايتان آرد شل کند و نان درست بنمايد.

 

*چرم:آب بيني

 

کوک: کوک يا استک همان هسته ميوه ها هستند که نبايد با هسته اورانيوم و پلوتونيوم اشتباه گرفته شوند.

 

*امبا و گرومزنگي و کنار:سه نوع ميوه بسيار خوشمزه گرمسيري.اگر هوس انبه و گارامزنگي کرده ايد بفرماييد بندرعباس زيرا که تابستان هنگام رسيدن(رسيده شدن) اين ميوه هاست اما پيشنهاد مي کنم از کنار گرمايي (تابستاني) احتراز نماييد زيرا کرم دارد.

 

*خصب:شهر بندري در جنوب تنگه هرمز که متعلق به کشور عمان مي باشد و جوانان هرمزگاني به دليل کمبود شغل مجبورند در ميان موجها و طوفانها و تيرها با قايقهاي کوچک خود به آنجا رفته و جنسهاي اربابان پايتختي را به اين طرف حمل نمايند.

 

*لازم به ذکر است منظور غلام از کشتي هاي بزرگ همان کشتيهاي صيد صنعتي هستند که بدون مجوز و بر خلاف معاهدات دريايي در خليج فارس و تنگه هرمز مبادرت به صيد ماهي مي نمايند که از عواقب آن همانا از بين رفتن ماهي و زيستگاه ماهيها در اين تنگه است و ظاهرا هيچ ارگاني را ياراي توقيفشان نيست.الله اعلم

 

*سراه:پشت بام

 

*جون: زيبا ـ خوشگل ـ ملوس ـ جيگر

 

*ملک: معلق يا همان ملق خودمان

 

*خدافظ:خداحافظ

+ نوشته شده توسط میلاد در جمعه بیست و چهارم تیر 1390 و ساعت 12:14 |
دانستني
 شترمرغ در ? دقيقه ?? ليتر آب مي خورد.

ـ حس بويايي مورچه با حس بويايي سگ برابري مي کند.

ـ کرم هاي ابريشم در ?? روز ?? برابر خود غذا مي خورند.

ـ زمان بارداري فيل به دو سال مي رسد.

ـ در يک سانتي متري پوست شما ?? متر عصب و ? متر رگ و مويرگ است.

ـ شديدترين نعره ها متعلق به وال ها است که برابر با صداي موتور جت است.

ـ وقتي يک نوزاد در حال گريه است با صداي ش....ش.... شما آرام مي شود به اين دليل که صداي آبي که اطراف نوزاد در شکم مادر است را برايش تداعي مي کند، در ضمن اين يکي ازدلايلي است که چرا صداي ساحل دريا به انسان آرامش مي دهد.

ـ دلفين ها همانند گرگ ها هنگان خواب چشم هايشان را باز مي گذارند.

ـ با نگاه کردن به گوش حيوانات مي توانيم به تخم گذار بودن يا بچه زا بودن آنها پي ببريم. بدين صورت که تخم گذاران گوششان ناپيدا و بچه زايان گوششان نمايان است، تنها يک اسثتنا وجود دارد آن هم نوعي افعي است که بچه زاست اما گوشش دقيق پيدا نيست.

ـ بيشتر سردردهاي معمولي از کم نوشيدن آب است.

ـ انسان امروزي به طور متوسط ? سال از عمر خود را تلويزيون نگاه مي کند و ? سال را صرف غذا خوردن مي کند و يک سوم را مي خوابد.

ـ موش دو پاي آفريقايي از ميدان ديد ??? درجه برخوردار است.

ـ مغز انسان تنها ? درصد از وزن انسان را تشکيل مي دهد ولي ?? درصد اکسيژن دريافتي بدن را به تنهايي مصرف مي کند.

- سرعت عطسه يك انسان برابر است با 160 كيلومتر در ساعت

- آب دريا بهترين ماسك صورت است !

- چشم انسان معادل يك دوربين 135 مگا پيكسل عمل مي كند !

- 90% سم مار از پروتئين تشكيل شده است !

- مغز در هنگام خواب فعالتر از وقتي است كه تلويزيون مي بينيد !

- جوانان هندي شادترين و ژاپني ها افسرده ترين هاي جهان هستند !

- قوه چشايي پروانه در پاهاي آن تعبيه شده است ! 

+ نوشته شده توسط میلاد در جمعه بیست و چهارم تیر 1390 و ساعت 12:14 |


Powered By
BLOGFA.COM